بنازم اونکه عضو حزب باده وتغییرات جوّی اش زیاده
زهر سو می وزه باد حکومت می ره همراه او با میل و رغبت
برایش هر رژیمی ایده آله وبا هردیدگاهی اهل حاله
برای پادشاه و امپراطور می رقصه با نوای تار و تنبور
برای دولت جمهور غم خوار رژیم سوسیالیستی را وفا دار
مثال دایۀ بهتر زمادر میشه از مارکس گاهی سوسیالیست تر
زمانی ضد اصلاحات می شه وگاهی با چپی ها قوم و خویشه
دموکرات و آنارشیست و چپ و راست هواداره خلاصه بی کم وکاست
اصولاً با حکومت ها ایاقه زپول و زور قدرت چاق ِ چاقه
همیشه نان به نرخ روز خورده نمی دانی از این خوردن چه برده؟
دهان چون اندکی زیر سبیله سبیل او همیشه چرب و چیله
به صبحی او طرفدار فلانی به شب با غیر مشغول تبانی
![]()


