تبليغاتX
برای خوردن یك سیب چقدر تنها ماندیم
برای خوردن یك سیب چقدر تنها ماندیم
زندگی پر از صدای پای قدمهای شیطان هاییست كه در حالیكه تورا می بوسند طناب دار تورا می بافند
خدا جون

                                          

 

 

 

 

خدا دسّش به روی شونه ماس
خونه ش کنج دل ویرونه ماس

خدا دوس داره ما دیونه ها رو
یه جورایی اونم دیونه ماس !!

 

 

...................................................خدا جون به حال خودمون رهامون نکن 

 

 

 

 

                                          

``
نوشته شده توسط محمد در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 11:10 بعد از ظهر
چرا زن را به گل تشبيه كردند؟!

                                          

 

 

 

 

                                                     گر بميرند دختران دنيا گلستان مي‌شود؟!

 

 

 

 

اگر می‌دانستم كدام شاعر شیر پاك خورده‌ای برای اولین بار زن را به گل تشبیه كرده، به نمایندگی از جامعه‌ی شعرا، به خدمتش می‌رسیدم، حسابی! اصولا چه ضرورتی دارد كه این گوهر گران‌بها به یك شیء نازك‌بین و خودخواه تشبیه گردد كه در ادامه هی مجبور به مطابقت دادن سایر اجزای این دو با هم بشویم؟ اگر این تشبیه نبود، بار بزرگی نیز از دوش شاعران بینوای بعدی برداشته می‌شد.

مصراع تكمیلی: چرا شاعر (ولو كم‌عقل یا عاقل) كند كاری كه باز آرد پشیمانی؟!

یكی از شاعران كه خیلی دلش می‌خواست نامش فاش شود ولی ما بنا به دلایل فنی و ادبی، نامش را لو نمی‌دهیم، در تكمیل و تایید فرمایشات بنده عرضه داشته‌اند كه:

                            "دلبری دارم كه از گل بهتر است ... صورتش از برگ گل نازك‌تر است"

در اینكه خانم‌ها كلا از گل بهترند، شكی نیست. بر منكرش لعنت! پس چه نیازی است كه شاعر، یارش را به ضرب و زور با گل مقایسه كند؟! گل به محض قرار گرفتن در معرض باد، عمرش به باد می‌رود و فاتحه! قطعا طرف راضی نمی‌شود كه با گل، كه معمولا عمر كوتاهی نیز دارد، مقایسه گردد.

در راستای این بیت معروف كه: "خشت اول چون نهد معمار كج ... تا ثریاش می‌رود دیوار كج" ، عرض می‌شود كه چنانچه این تشبیه نامیمون اتفاق نمی‌افتاد، عده‌ی قلیلی از جماعت محترم نسوان در طی فرایند چشم و هم‌چشمی با این موجودات رنگ و وارنگ، هزاران بلا بر سر خود و اطرافیان خود نمی‌آوردند!

با توجه به رسالتی كه برای خودمان قائلیم، برخی آفات ناشی از تشبیه زن به گل (یا بالعكس) را برمی‌شمریم، باشد تا چراغ راه آیندگان گردد:

 

  •    گل‌ها اصولا باریك‌اندام و قلمی تشریف دارند. این تشبیه باعث می‌گردد كه بانوان محترمه لا اقل برای حفظ حرمت شاعران هم كه شده، مدام در پی حفظ وجه شبه خویش با گل‌ها و كاهش وزن و باریك‌سازی اندام خویش باشند. از این رهگذر، هزار و یك بلا نصیب اهل خانه‌شان می‌گردد كه كمترین آن گرسنگی كشیدن اهل بیت به بهانه‌ی رژیم درمانی خواهد بود!

 

  •    چاقی و لاغری افراطی هر دو ناپسند و مذموم‌اند و ما در اینجا، با عنایت به تعبیر "خیر الامور اوسطها"، هر دو را بشدت محكوم می‌نماییم. چنانچه بانوان گرامی جهت دستیابی به تناسب اندام، از روش‌های طبیعی پیشگیری از چاقی نظیر تنظیم حجم و نوع غذا، روی آوردن به انواع ورزش‌های ارزان، فرح‌بخش و نشاط انگیز و ... استفاده نمایند، اتفاقا مورد تایید بزرگان این حوزه (منجمله خود نگارنده‌ی قلمی!) نیز می‌باشد. مشكل اصلی روی آوردن این طیفِ عموما كم تحرك، به روش‌های پرهزینه و پر خطری مانند رژیم‌درمانی، جراحی‌های موضعی معروف به لیپوساكشن، استفاده از كمربندهای لاغری و قرص‌های جوراجور است! برخی از ایشان معتقدند كه: بكشید و خوشگلم كنید! متاسفانه درد اینجاست(علی‌الخصوص دردهای بعد از اعمال جراحی)! كه بخش عظیمی از سرمایه‌های جوامع مصروف این روش‌های نوظهور می‌شود. درحالی‌كه با یك برنامه‌ریزی ساده‌ می‌توان از این اسراف و تبذیر جلوگیری نمود. شاعر اهل دلی(!) در این باب می‌فرماید:

 

 

بیت تودل برو(!): نه آنقدر خور كز دهانت در آید ... نه آنقدر كز ضعف جانت در آید!

 

  •    برهمگان روشن است كه یك‌رنگی، بر دو رنگی و چند رنگی برتری دارد. گل جماعت، خیلی علاقه‌مند به رنگ عوض كردن است و حتی‌المقدور هرجایش را به رنگی در می‌آورد. زیست‌شناسان معتقدند كه یكی از دلایل هجوم پروانه‌ها و زنبورها به گل‌ها، عشق به رنگ و لعاب این جماعت خاردار است كه غالبا نیز باعث آزار و اذیتشان می‌شود. به تعبیر شاعر:

"عشق‌هایی كز پی رنگی بود... باعث آسیب فرهنگی بود"!

متاسفانه تعداد اندكی از زنان و دختران این تشبیه را خیلی جدی می‌گیرند، در تقلید از این چند رنگی مذموم، اقدام به صاف‌كاری و نقاشی سر و صورت می‌نمایند. این رنگ‌ها و بتونه‌های صنعتی سلامتی را دچار مخاطره می‌نمایند و همچنین آثار اجتماعی فراوانی دارد. به تعبیر دیگر آرایش‌های غلیظ و تبرج‌آمیز بعضی خانم‌ها، برخی از حیوانات آدم‌نما را متوجه این زرق و برق مصنوعی كرده و متاسفانه در پاره‌ای موارد نیش زنبورهای درشت بی‌مروت، به ایجاد جراحاتی در جنس مؤنث و آزار و اذیت وی منجر می‌گردد. شاعر در این‌باره می‌فرماید: خود كرده را تدبیر نیست! 

 

بیت كاربردی (من‌درآوردی):

 

 

                                زنبور سراغ زن‌ بور آمد و نیش ... زد بر وی و در رفت و گرفتش ره خویش!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                          

 

``
نوشته شده توسط محمد در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 11:10 بعد از ظهر