خدا دسّش به روی شونه ماس
خونه ش کنج دل ویرونه ماس
خدا دوس داره ما دیونه ها رو
یه جورایی اونم دیونه ماس !!
...................................................خدا جون به حال خودمون رهامون نکن

خدا دسّش به روی شونه ماس
خونه ش کنج دل ویرونه ماس
خدا دوس داره ما دیونه ها رو
یه جورایی اونم دیونه ماس !!
...................................................خدا جون به حال خودمون رهامون نکن


اگر میدانستم كدام شاعر شیر پاك خوردهای برای اولین بار زن را به گل تشبیه كرده، به نمایندگی از جامعهی شعرا، به خدمتش میرسیدم، حسابی! اصولا چه ضرورتی دارد كه این گوهر گرانبها به یك شیء نازكبین و خودخواه تشبیه گردد كه در ادامه هی مجبور به مطابقت دادن سایر اجزای این دو با هم بشویم؟ اگر این تشبیه نبود، بار بزرگی نیز از دوش شاعران بینوای بعدی برداشته میشد.
مصراع تكمیلی: چرا شاعر (ولو كمعقل یا عاقل) كند كاری كه باز آرد پشیمانی؟!
یكی از شاعران كه خیلی دلش میخواست نامش فاش شود ولی ما بنا به دلایل فنی و ادبی، نامش را لو نمیدهیم، در تكمیل و تایید فرمایشات بنده عرضه داشتهاند كه:
"دلبری دارم كه از گل بهتر است ... صورتش از برگ گل نازكتر است"
در اینكه خانمها كلا از گل بهترند، شكی نیست. بر منكرش لعنت! پس چه نیازی است كه شاعر، یارش را به ضرب و زور با گل مقایسه كند؟! گل به محض قرار گرفتن در معرض باد، عمرش به باد میرود و فاتحه! قطعا طرف راضی نمیشود كه با گل، كه معمولا عمر كوتاهی نیز دارد، مقایسه گردد.
در راستای این بیت معروف كه: "خشت اول چون نهد معمار كج ... تا ثریاش میرود دیوار كج" ، عرض میشود كه چنانچه این تشبیه نامیمون اتفاق نمیافتاد، عدهی قلیلی از جماعت محترم نسوان در طی فرایند چشم و همچشمی با این موجودات رنگ و وارنگ، هزاران بلا بر سر خود و اطرافیان خود نمیآوردند!
با توجه به رسالتی كه برای خودمان قائلیم، برخی آفات ناشی از تشبیه زن به گل (یا بالعكس) را برمیشمریم، باشد تا چراغ راه آیندگان گردد:
بیت تودل برو(!): نه آنقدر خور كز دهانت در آید ... نه آنقدر كز ضعف جانت در آید!
"عشقهایی كز پی رنگی بود... باعث آسیب فرهنگی بود"!
متاسفانه تعداد اندكی از زنان و دختران این تشبیه را خیلی جدی میگیرند، در تقلید از این چند رنگی مذموم، اقدام به صافكاری و نقاشی سر و صورت مینمایند. این رنگها و بتونههای صنعتی سلامتی را دچار مخاطره مینمایند و همچنین آثار اجتماعی فراوانی دارد. به تعبیر دیگر آرایشهای غلیظ و تبرجآمیز بعضی خانمها، برخی از حیوانات آدمنما را متوجه این زرق و برق مصنوعی كرده و متاسفانه در پارهای موارد نیش زنبورهای درشت بیمروت، به ایجاد جراحاتی در جنس مؤنث و آزار و اذیت وی منجر میگردد. شاعر در اینباره میفرماید: خود كرده را تدبیر نیست!
بیت كاربردی (مندرآوردی):
زنبور سراغ زن بور آمد و نیش ... زد بر وی و در رفت و گرفتش ره خویش!!
